Tuesday, March 1, 2011

به ما که خسته ایم بگو

کمک کنین هُلش بدیم ، چرخ ستاره پنجره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو ، بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب، وا بشه چند تا حنجره

به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره؟
تو شهرمون آخ بمیرم ، چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون، زباله ی سُپور شده
مسافر امیدمون، رفته از اینجا دور شده

کاش تو فضای چشممون، پیدا بشه یه شاپره
به ما که خسته‌ایم بگه، خونه باهار کدوم وره ؟
کنار تنگ ماهیا، گربه رو نازش می‌کنن
سنگ سیاه حقه رو، مهر نمازش می‌کنن

آخر خط که می رسیم ، خط و درازش می کنن
آهای فلک که گردنت، از همه‌مون بلندتره
به ما که خسته‌ایم بگو
خونه‌ی باهار کدوم وره ؟


عمران صلاحی
 

No comments: